رحمان؛ کولبری که به عشق نان، هدف گلوله قرار گرفت

رحمان گفت: دو، سه سال پیش، وقتی جنس با خودم می‌آوردم این‌ طرف مرز، مامور ایست داد، اما نایستادم. گفتم می‌خواهم این ‌بارها را برسانم و تحویل بدهم، چون جز این کار، کاری ند…

بازکردن منبع ↗